بهترین وکیل ملکی تهران

بهترین وکیل ملکی تهران

در این زمینه نیازمند مشاوره هستید؟

نام و شماره تماس خود را وارد کنید تا کارشناسان ما با شما تماس بگیرند:

    نام شما

    شماره تماس شما

    با ما ، از آنچه که فکر میکنید به شما نزدیکتر است

    مشاوره کاملا

    بهترین وکیل ملکی

    مقاله ای که امروز قصد داریم برای شما دوستان مورد بررسی قرار دهیم راجع به بهترین وکیل ملکی تهران است با ما همراه باشید.

    وکیل ملکی شخصی است که کارهای مربوط به املاک شما را انجام می دهد مثلا خرید و فروش خانه، زمین و… و یا اینکه در دعاوی مربوط به زمین خواری از حق شما در برابر اداره، شرکت یا اشخاص دفاع می کند. از دیگر کارهایی که وکیل ملکی می تواند انجام دهد تنظیم یک وکات نامه برای فروش املاک شماست که خود او به جای شما آن را انجام می دهد.

    بهترین وکیل ملکی تهران
    بهترین وکیل ملکی تهران

    اگر به دنبال بهترین وکیل ملکی تهران هستید، پیشنهاد ما این است که با مشاوران شرکت راهیان عدالت تماس بگیرید.

    در ادامه قصد داریم به یکسری از سوالاتی که شما دوستان در این باره پرسیده بودید پاسخ دهیم:

    1. دعاوی ملکی به چند بخش تقسیم می شوند؟
    2. دادخواست و شکواییه چه تفاوت هایی باهم دارند؟
    3. دعوا یا دعوی در لغت به چه معناست؟
    4. شکایت کیفری بهتر است یا شکایت حقوقی؟
    5. دعاوی حقوقی و کیفری در چه مواردی با هم فرق دارند؟
    6. دادخواست ها باید چه شرایطی داشته باشند؟
    7. دادخواست و درخواست چه تفاوت هایی با هم دارند؟
    8. وکیل به چه کسی گفته می شود؟
    9. وکیل دادگستری چه وظایفی را به عهده دارد؟
    10. عمده تفاوت میان وکیل پایه یک و دو دادگستری در چیست؟
    11. وکالت می تواند شامل چه مواردی باشد ؟
    12. یک وکیل خوب باید از چه خصوصیاتی برخوردار باشد؟

     

    دعاوی ملکی به چند بخش تقسیم می شوند؟

    از آنجایی که این روزها شاهد افزایش بیش از پیش املاک هستیم در هایت انتظار می رود که بسیاری از مردم بخواهند در این زمینه سرمایه گذاری کنند. در این بین همیشه خریدار و فروشنده بر سر قیمت با هم اختلاف نظراتی داشته اند که به این حالت دعاوی ملکی می گویند حتی در بعضی موارد مشاهده شده که به مراجع قضایی و کیفری احتیاج بوده است.

    دعاوی ملکی به چند بخش تقسیم می شوند؟
    دعاوی ملکی به چند بخش تقسیم می شوند؟

    به طور کلی دعاوی ملکی به دو دسته ی کیفری و حقوقی تقسیم می شوند که در ادامه در خصوص هر یک توضیحاتی داده شده است.

    عناوین حقوقی دعاوی ملکی:

    الزام به تنظیم سند رسمی:

    این مورد زمانی اتفاق می افتد که صاحب ملک از تنظیم سند به نام خریدار یا متعهد له خدداری کند.

    خلع ید:

    زمانی که فردی بدون اجازه ی صاحب ملک اقدام به تصرف اموال او کند.

    الزام به اخذ صورت مجلس تفکیکی:

    در مواقعی که شخص متعهد از اخذ صورت مجلس تفکیکی خودداری کند.

    دعوی تقسیم و افراز املاک مشاعی:

    در مواردی که شخص قصد دارد تا سهم خود را از املاک مشاعی جدا کند.

    دعوی الزام به اخذ پایانکار:

    این مورد زمانی رخ می دهد که شخص متعهد در خصوص برخی مسائل مثل تخلفات ساختمانی، بدهکار بودن به شهرداری و یا حتی از سر بی توجهی از اخذ پایانکار ساختمانی از شهرداری خودداری کند.

    دعوی الزام به ایفای تعهدات:

    در مواردی که شخص متعهد به تعهدات خود مثل عدم تکمیل ساختان، عدم تحویل آپارتمان، عدم پرداخت ثمن معامله و مواردی این چنینی عمل نکند.

    دعوی تخلیه املاک:

    زمانی که مدت زمان قرارداد اجاره تمام شده باشد یا پرداخت اجاره به عقب افتاده باشد و یا حتی تعدی و تفریط مستاجر در استفاده از ملک مد نظر امکان پذیر می باشد که شامل آپارتمان و املاک مکسونی است.

    دعوی اجرت المثل ایام تصرف:

    برای هر موضوعی که متصرف بیش از حد قانونی خود آن مکان را تصرف کرده است.

    دستور فروش املاک مشاعی و بسیاری از موارد ای چنینی

    عناوین کیفری دعاوی ملکی

    • تصرف عدوانی: در مواردی که شخصی بدن داشتن هیچ حق مالکیتی و یا سابقه تصرف قبلی نسبت به ملک مورد نظر ادعای مالکیت داشته باشد.
    • جعل سند: دعوی ملکی که مربوط به جعل سند است معمولا به انگیزه مال غیر منقول انجام می شود.
    • دعوی ملکی مزاحمت: این نوع از دعوی شامل هر نوع مزاحمتی که برای اموال غیر منقول افراد است می باشد.
    • دعوی ممانعت از حق: هنگامی که افراد اجازه تصرف اموالشان به دیگران نمی دهند به اصطلاح دعوی ممانعت از حق رخ داده است.
    • دعوی فروش مال غیر: این دعوی زمانی صورت می گیرد که فردی اموال غیر منقول فرد دیگری را بدون اجازه او بفروشد که در این صورت مالک مال غیر منقول خود را از دست می دهد.
    • دعوی کلاهبرداری: این نوع از دعوی زمانی رخ می دهد که شخصی به وسیله ی کلاهبرداری و وسایل متقلبانه نسبت به فروش اموال غیر منقول طرف مقابل اقدام کند.
    • دعوی تخریب: زمانی رخ می دهد که شخصی با هزینه ی خود نسبت به تخریب کل یا بخشی از اموال غیر منقول فردی دیگر اقدام کند.

    دادخواست و شکواییه چه تفاوت هایی باهم دارند؟

    دعوا یا شکایت کیفری را ابتدا باید در دادسرا مطرح کرد سپس بعد از اینکه کلانتری یا آگاهی تحقیقات لازم را به عمل آوردند نتیجه به دادگاه کیفری ارائه می شود. شاکی به کسی گفته می شود که شکایتی را در خصوص موضوعی تنظیم کرده باشد طرف مقابل این موضوع نیز متهم نام دارد که از جانب شاکی اتهامی به او وارد شده است.

    متن شکواییه را می توان در هر برگه ای تنظیم کرد و نوشت، در نتیجه اولین گام در خصوص ثبت شکایت کیفری مراجعه به دادگاه کیفری به جهت دریافت فرم شکواییه است. شکواییه برگه است از قبل چاپ شده که در آن مواردی از جمله: نام شاکی، آدرس، موضوع دعوی و… نوشته شده است این برگه باید از جانب شاکی تکمیل شود.

    اما مراحل دعوای حقوقی چنین نیست، بلکه در این موارد تنها باید از طریق دادگاه های حقوقی نسبت به آن اقدام کرد به شخصی که این دعوا را نظیم کرده است خواهان و طرف مقابل را خوانده می نامند.

    در خیلی از موارد قانونی دادخواست به معنای برگه ی دادخواست مورد استفاده قرار می گیرد در حقیقت همان برگه ای است که شخص از طریق آن شکایت حقوقی یا دادخواهی خود را تنظیم کرده و در نهایت به دادگاه ارائه کرده است برخلاف دعوای کیفری که متن در هر برگه ای می تواند نوشته شود در این مورد چنین نیست و حتما باید در برگه ای که دادخواست نام دارد تنظیم شود. همانگونه که لازم است برای اقامه ی یک دعوی حقوقی دادخواست داد، برای ثبت دعوای کیفری نیز به تنظیم شکواییه نیاز است.

    در ادامه ی این مباحث خلاصه ای از تفاوت میان دادخواست شکواییه را شرح داده ایم:

    • شکایت کیفری مرتبط با دعاوی کیفری است و مسلما آیین و مقررات مرتبط با آیین دادرسی کیفری حاکم بر آن است، این در حالی است که داخواست حقوقی به دعاوی حقوقی مرتبط است و قوانینی که بر آن حاکم است به دادرسی مدنی مربوط است.
    • به منظور ثبت دعوای حقوقی لازم است تا دادخواتس حقوقی تنظیم کرد، اما برای اقامه دعوی کیفیر تنها یک شکواییه باید تنظیم کرد.
    • پس از اینکه دادخواست تنظیم شد به دادگاه حقوقی و برای شکواییه نیز باید به دادگاه کیفری یا دادسرا آن را ارائه کرد.
    • به منظور تنظیم شکواییه می توان از یک برگه ی معمولی نیز استفاده کرد اما به این شرط که تمامی اطلاعات لازم در آن درج شده باشد.

    دعوا یا دعوی در لغت به چه معناست؟

    در فرهنگ معین تعبیرهای متفاوتی برای دعوا وجود دارد مثلا: ادعا کردن، خواستن، نزاع و دادخواهی از لحاظ حقوقی هم برای این کلمه معانی مختلفی از جانب حقوقدانان تعریف شده است که به معنای لفظی آن مرتبط و قرابت داشته باشد.

    دکتر عبدلله شمس که یکی از اساتید مجرب حقوق است در جلد اول کتاب خود که آیین دادرسی نام دارد اینگونه در این باره توضیح داده: دعوا یا دعوی معانی متفاوتی دارد اما در حقوق تعبیر دیگری دارد، دعوی در حقوق یعنی توانایی قانونی که طبق آن مدعی حق ضایع شده یا انکار شده خود را می تواند با مراجعه کردن به مراجع قانونی نسبت به آن اقدام کند، مسئولین مربوطه نیز در دستگاه های قضایی به آن رسیدگی می کنند.

    طرف مقابل نیز مجاز است تا نسبت به آن دفاعیات لازم خود را داشته باشد توانایی مقابله با این حالت را دعو می نامند. بنابراین نتیجه می شود که دعوا در دو صورت می تواند ایجاد شود اول اینکه به لحاظ قانونی و مشروعی ادعایی برای دعوا وجود داشته باشد و دوما اینکه حق قانونی و شرعی در عمل یا در ادعا مورد انکار و یا تجاوز قرار گرفته باشد. چنانچه این دو شرط برقرار بود مدعی حق مجاز است که تحقق حقوق ضایع شده ی خود اقدامات لازم را به عمل آورد.

    شکایت کیفری بهتر است یا شکایت حقوقی؟

    یکی از سوالات پرتکرار در خصوص دعاوی حقوقی و کیفری این است که کدام یکی از این دو شکایت می تواند بهتر یاشد شکایت کیفری یا شکایت حقوقی؟ نکته ای که پیش از هر چیز باید به آن توجه داشته باشید سپس نسبت به شکایت مرتبط با موضوع اقدام کنید این است که شکایت قابل مطرح حقوقی است یا کیفری؟

    از آنجایی که هر یک از مراجع قضایی مربوط به رسیدگی به یک یا دعاوی خاص هستند در نتیجه اگر شکایتی از نوع کیفری باشد شخص شاکی نمی تواند آن را در دادگاه قضایی ارائه کند. علاوه بر آن هر یک از دستگاه های قضایی ایین دادرسی مختص به خود را دارند به بیانی دیگر چنانچه قصد اقامه دعوی چه از نوع کیفری و چه از نوع قضایی را داشته باشید هنگام ارائه آن به دادگاه مربوطه ملزم به انجام تشریفات خاص آن دادگاه خواهید شد. هر یک از شکایت های مذکور شعبات دادسرا و دادگاه مخصوص به خود را دارند و هنگام تنظیم شکایت باید به آن جا مراجعه کنید.

    تشخیص دعاوی حقوقی

    برخی ها ممکن است در تشخیص دعاوی حقوقی و کیفری دچار شک و شبهه شوند بنابراین در اینجا راه تشخیص آن برای شما گفته شده است. به بیان ساده دعاوی کیفری زمانی رخ می دهد که شخصی کار انجام دهد و آن کار به شما ضرر و زیانی وارد نموده است و در دادگاه هم جرم به حساب آید که شما می توانید با تنظیم یک شکایت کیفری منتظر مجازات مرتبط با کار شخص از طرف دادگاه باشید.

    حال به سراغ توضیحی در خصوص دعاوی حقوقی می رویم همانگونه از اسمش پیداست به حق و حقوق مربوط می شود، این دعاوی زمانی رخ می دهد که شما به دنبال این نیستید که شخص مقابل مجازات شود بلکه تنها می خواهید به حق و حقوقی که از شما ضایع شده برسید این حقوق می تواند شامل ارث و میراث، دریافت نفقه و یا جبران خسارات وارده باشد.

    دعاوی حقوقی و کیفری در چه مواردی با هم فرق دارند؟

    در سوالات قبلی در خصوص دعاوی صحبت کردیم که انواعی دارد و برای هر یک توضیحی دادیم. افراد حقیقی یا حقوقی که قصد اقامه دعوی دارند پیش از انجام هرکار باید با مشوره گرفتن ار یک منبع متخصص ابتدا حقیقی بودن آن را تشخیص داده و سپس اقدامات مربوط به آن را انجام دهند اما به طور کلی اگر بخواهیم بگوییم دعاوی حقوقی و کیفری تفاوت هایی با هم دارند که در ادامه به مهم ترین آن ها اشاره کرده ایم:

    • تفاوت در نحوه طرح دعاوی حقوقی و کیفری:

    از مهم ترین تفاوت هایی که می توان برای دعاوی حقوقی و کیفری نام برد نحوه ی طرح آن هاست. اقامه دعوی که حقوقی هستند به تنظیم دادخواست حتی در بعضی از موارد قانونی به تنظیم و تقدیم درخواست هم احتیاج پیدا می شود این در حالی است که طرح دعوای کیفری تنها به تنظیم شکواییه نیاز دارد. در نتیجه نمی شود اموری را که فاقد جنبه ی کیفری هستند از طریق تنظیم شکایت پیگیری کرد.

    علاوه بر آن اقامه ی این دعاوی با پرداخت هزینه دادرسی همراه است دعاوی کیفری و حقوقی حتی در پرداخت هزینه نیز با هم متفاوت هستند به نحوی که هزینه داد رسی برای تمامی دعاوی کهکیفیری باشند یکسان است که این هزینه برای دعاوی حقوقی طبق بهای خواسته می تواند متغییر باشد.

    چنانچه خواهان دعاوی حقوقی توانایی پرداخت هزینه را نداشته باشند، مجاز است پیش از هرکار با تنظیم دادخواست اعسار بدون اینکه هزینه ای را در مراحل اولیه پرداخت کند دعاوی حقوقی مربوطه را ارائه و تنظیم کند. طرفین دعاوی حقوقی را خواهان و خوانده می نامند و به طرفین دعاوی کیفری شاکی و مشتکی عنه گفته می شود.

    • تفاوت در مرجع صالح رسیدگی به دعاوی حقوقی و کیفری:

    این مورد هم وجه تمایز بسیار مهمی در دعاوی کیفری و حقوقی محسوب می شود. دادسرا مرجع صالح جهت طرح شکایت است، که در بعضی موارد این تنظیم شکایت می تواند توسط ضابطان دادگستری مثل افسران یا درجه داران نیروی انتظامی هم انجام شود

    اما در هر صورت پس از اینکه شکایت تنظیم و ثبت شد حتما باید به مراجع قضایی مربوطه ارجاع داده شود. در مراجع قضایی نیز پس از اینکه تحقیقاتی مقدماتی درباره ی پرونده مذکور صورت گرفت، بر حسب اینکه موضوع پرونده چه باشد، چنانچه پرونده کیفری باشد با صدور قرار جلب به دادرسی به مراجع قضایی مربوطه ارائه می شود تا بعد از انجام بررسی های ملزومه حکم نهایی صادر شود.

    اما در دعاوی حقوقی دستگاه های قضایی حقوقی مجوز رسیدگی به دعوا را دارند و اساسا نهاد دادسرا در چنین مراجعی موجود نیست. به جهت صلاحیت محلی در دعاوی حقوقی قاعده آن، دادگاه محل سکونت خوانده این صلاحیت را دارد که به شکایت مربوطه رسیدگی کند، در حالی که در دعاوی کیفری شکایت حتما باید در دادسرای محلی که جرم صورت گرفته است تنظیم شود.

    • تفاوت بین دعاوی حقوقی و کیفری در اسباب طرح دعاوی:

    طرح دعاوی برای هر یک از دعاوی حقوقی و کیفری از دیگر موارد وجه تمایز میان این دو می باشد. به زبان ساده شکایت نامه ای که برای تنظیم دعاوی کیفری تنظیم می شود حتما باید موضوع مربوطه جنبه ای کیفری داشته باشد.

    برای مثال چنانچه شخصی ادعا کند که حقی از او ضایع شده است و ضایع شدن این حق از جانب شخص مقابل طوری باشد که قانونگذار این رفتار او را جرم بداند، شخص مدعی می تواند اقدامات لازم را با طرح دعوای کیفری انجام دهد.

    در اینجا جرم بدان معناست که در قوانین مجازات اسلامی خلاف باشد و برای آن مجازاتی وجود داشته باشد در صورتی که ضایع شدن حق مدعی از نظر قانونگذار جرم محسوب نشد تنها راه این است که دعوای حقوقی مطرح شود گاهی ممکن است که شخصی با رفتار اشتباه خود سبب ضایع شدن حق دیگری باشد که مسلما عنوان مجرم را نمی توان به آن شخص نسبت داد و در این حالت طرح دعوای حقوقی تنها راه باقی مانده برای مدعی است.

    • تفاوت در نتیجه و اثر ترتب بر طرح دعاوی کیفری و حقوقی

    نتیجه و اثر مترتب هم مانند دیگرموارد ذکر شده یکی از فاکتورهای متمایز کننده میان دعاوی حقوقی و کیفری است. همانگونه که در قسمت های قبلی ذکر کردیم، طرح دعاوی کیفری زمانی ارزش قانونی دارد که شخص مقابل با انجام یکسری رفتار ها سبب ضایه شدن حق مدعی شده باشد می توان لقب مجرم را به وی داد که قانونگذار آن را جرم انگاری و کرده و سپس مجازات لازم اعلام می شود.

    مهم ترین اثری که مترتب بر طرح دعوای کیفری دارد این است که به هنگام صدور حکم برای فرد مجرم او ملزم می شود علاوه بر اینکه خسارات ناشی به شخص مقابل را جبران کند باید مجازات قانونی که از جانب دادگاه داده می شود متحمل شود.

    در حالی که در دعاوی حقوقی از دادرس پرونده نمی توان انتظار صدور حکم برای فرد محکوم داشت، به دو دلیل اول اینکه دادرس چنین صلاحیتی ندارد که حکمی صادر کند، دوم اینکه رفتار شخص محکوم را نمی توان در دسته ی رفتارهای مجرمانه قرار داد.

    با تمام این توصیفات در برخی موارد مشاهده شده که یکی از طرفین دعوا پرونده را در مسیری قرا ر دهند که نیاز به طرح دعوای حقوقی وجود داشته باشد این امر تنها برای پیش بردن منافع خود اوست در چنین مواردی دقت داشته باشید که تبدیل پرونده کیفری به پرونده حقوقی باعث می شود تا قسمت مهمی از ضمانت اجرا در تحقق یافتن حق از بین برود که در عمل نیز سبب وارد شدن ضرر و زیان به طرف مقابل می شود.

     

    دادخواست ها باید چه شرایطی داشته باشند؟

    در کشور ایران دادگاه ها وظیفه دارند به دعوی ها رسیدگی کنند اما تنها چنانچه دادخواستی از جانب مدعی یا خواهان به دفتر دادگاه ارائه شده باشد که این دادخواست باید حتما به صورت کتبی و به زبان سلیس فارسی علاوه بر آن حتما روی برگه های چاپی که مخصوص به تنظیم دادخواست است و می توان آن را از محل فروش اوراق قضایی که در تمامی دادگستری ها و مجتمع های قضایی موجود هستند نوشته شوند.

    یک فرم دادخواست دارای مواردی است که حتما باید آن را رعایت کرد این موارد شامل: نام، نام خانوادگی، نام پدر، سن، محل سکونت حتی در صورتی که امکان داشت شغل خواهان یا مدعی و همچنین خوانده باید نوشته شود

    اما در مواقعی که این برگه از جانب وکیل تکمیل می شود لازم است تا تمامی مشخصات فردی وکیل نیز در آن قید شود دقت داشته باشید که اگر هر یک از مواردی که باید تکمیل شوند نقصی داشته باشند دادگاه طی یک اخطاریه به شخص مذکور اعلام می کند که جهت رفع نقص حتما مراجعه کنند در صورتی که برای رفع نقص به مراجع قضایی مربوطه در زمان مناسب مراجعه نشود دادخواست مربوطه رد خواهد شد.

    ارکان دادخواست:

    یک دادخواست از سه ضلع تشکیل شده است که شامل: خواهان، خوانده و موضوع دادخواست است در ادامه برای هر یک توضیحاتی آورده شده است

    خواهان:

    خواهان، مدعی و یا شاکی به کسی گفته می شود که دردادگاه چیزی را به نفع خود و به ضرر طرف مقابل بخواهد.

    خوانده:

    خوانده که رکن دوم دادخواست به حساب می آید، به فردی خوانده یا مدعی علیه گفته می شوند که رکن اول دادخواست نسبت به او ادعایی داشته باشد.

    خواسته یا موضوع دعوی:

    این مورد رکن سوم در دادخواست به شمار می آید و آنچه که مدعی از دادگاه تقاضا دارد را خواسته یا مدعی می نامند.

    تمبر و هزینه دادرسی:

    شخصی که دادخواستی تنظیم می کند موظف است نسبت به رکن چهارم وظایف خود را انجام دهد یعنی هزینه ی برگه ای که تقدیم دادگاه می شود، هزینه قرار و احکام به بیان دیگر هزینه های رسیدگی به پرونده را باید متقبل شود.

    عنوان دادخواست:

    چیزی که خواهان از دادگاه درخواست دارد، یعین تعهدات یا یا جهاتی که بر اساس آن خواهان ادعا می کند که مستحق مطالبه ی حق خود است این عنوان باید به صورت واضح بیان شده باشد.

    شرح دادخواست:

    آخرین و پنجمین رکن که شرح دادخواست است شامل ذکر تمامی دلایل و وسایلی است که خواهان برای اثبات ادعای خود در دست دارد این ادله می تواند اسناد، نوشته ها، شهود و… باشد که حتما باید امضای خواهان نیز در آن وجود داشته باشد در صورت نبود امضا اثر انگشت الزامی است.

    با تکمیل و طی هر یک از مراحل فوق دادخواست تنظیم شده است که می توان آن را در دادگاه و مراجع قضایی مطرح کرده سپس رئند رسیدگی به پرونده شروع می شود.

    هزینه های دادرسی:

    در قانون برای بعضی از کارهای دادرسی هزینه هایی در نظر گرفته شده است که شامل موارد زیر است:

    • بهای اوراق دادخواست و اظهارنامه
    • برگ اجراییه احکام دادگاه ها و هیئت های حل اختلاف
    • دادرسی مرحله بدوی رسیدگی و مرحله تجدید نظرخواهی
    • دادرسی دعاوی غیر مالی و درخواست تامین دلیل خواسته در تمامی مراجع قضایی
    • اجرای موقت احکام
    • تطبیق اوراق با اصل آن ها در دفاتر دادگاه ها در دیگر مراجع قضایی
    • ابلاغ اظهارنامه و واخواست نامه اجرای احکام تخلیه

    دادخواست و درخواست چه تفاوت هایی با هم دارند؟

    دادخواست که در گذشته عرض حال نام داشت نوعی شکوائیه است که به صورت کتنی روی برگه ای چاپی که در مراجع قضایی می توان برای تهیه آن اقدام کرد، نوشته می شود که به آن اصطلاحا برگه دادخواست گفته می شود و سپس باید به مراجع قضایی ارائه شود. دادخواست سندی است که از آن برای احقاق حق استفاده می شود که باید از طریق دادگاه صورت گیرد

    تفاوت مهم

    . اما عمده تفاوت های میان این دو این است که دادخواست را زمانی تنظیم می کنند که بخواهند به حل و رفع یک دعوا بپردازند به بیانی دیگر برای دعاوی ترافعی به کار برده می شود، اما چنانچه درخواست برای دعاوی ترافعی نباشد در این صورت دادخواست در فرم مخصوصی نوشته خواهد شد در حالی که درخواست اینگونه نیست.

    نکته ی جالب توجه این است که هر دادخواست نوعی درخواست محسوب می شود. در ادامه درخواست هایی را که لزوم به تنظیم دادخاست در آن ها دیده می شود را خواهیم گفت:

    • درخواست تامین دلیل
    • درخواست صدور گواهی انحصار وراثت
    • درخواست مهر و موم
    • درخواست صدور صلح و سازش
    • درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش
    • درخواست ترکه
    • درخواست تحریر ترکه
    • درخواست تاخیر اجرای احکام
    • درخواست تعیین قیم
    • درخواست تقسیم ترکه یا ارث

    همانگونه که پیش تر به آن اشاره کردیم درست ایت که دادخواست و درخواست با هم تفاوت دارند، اما در واقع دادخواست نیز نوعی درخواست است که قالب و فرم مختص به خود را دارد که نهایتا به دادگاه ارائه خواهد.

    اما دادخواست با اظهارنامه تفاوت هایی دارد، برخلاف دادخواست که برای ثبت و تنظیم آن حتما باید از طریق مراجع قانونی وارد عمل می شد، اظهارنامه اما اینگونه نیست و تنها کافی است از طریق اداره ی ثبت اسناد و یا دفاتر دادگاه ها اقدام به مطالبه ی حق کرد.

    وکیل به چه کسی گفته می شود؟

    وکیل به کسی گفته گفته می شود که از جانب شخصی چه حقیقی و چه حقوقی برای عقد وکالت به سبب انجام یک کار تعیین می شود. وکالت را می توان نوعی عقد قرارداد دانست که در چهارچوب قوانین مدنی و دیگر قوانین مربوط به وکالت تنظیم می شود. شخصی که وکیل را انتخاب و با برای انجام کاری قرارداد می بندد موکل نام دارد.

    وکیل دادگستری شخصی است که علاوه بر داشتن فرمان وکالت در یکی از کانون های وکلای دادگستری و یا مرکز وکلای دادگستری عضو باشد.که از جانب اشخاص حقیقی یا حقوقی برای دفاع از حق موکل خود در دادسراها، دادگاه ها و اداره ثبت اسناد حضور می یابد.

    در نتیجه تنها وکلای دادگستری، مدیر شرکت یا نماینده حقوقی سازمان های دولتی می تواند در چهارچوب قوانین اختیارات قانونی که از ظرف یک موسسه، شرکت یا نهاد انتخاب شده است در مراجع قضایی حضور یابد.

    وکیل به چه کسی گفته می شود؟
    وکیل به چه کسی گفته می شود؟

    هر شخصی به طور آزادانه این حق را دارد که از میان وکلای دادگستری یکی را انتخاب کند، جهت همکاری بین وکیل و موکل یک وکالت نامه تنظیم می شود که هر دو موظف به امضای آن هستند. وکالت نامه ها را می توان از کانون یا مرکز وکلا تهیه کرد که به صورت فرم های آماده هستند تعیین حق الزحمه وکیل هم به هنگام تنظیم وکالت نامه انجام می شود.

    حق الوکاله وکیل

    حال به سراغ حق الوکاله وکیل می رویم که تعرفه آن یا بر اساس آئین نامه ی تعرفه ی وکالت مشخص می شود و یا وکیل و موکل بر سر میزان دستمزد به توافق می رسند. توافقی که برای حق الوکاله بین وکیل و موکل صورت می گیرد می تواند در همان وکالت نامه در خصوص آن ذکر شود یا در برگه های دیگر که در نهایت باید امضای دو طرف پای برگه وجود داشته باشد. لازم به ذکر است که برای پرداخت و دریافت حق الوکاله هیچ گونه محدودیتی وجود ندارد.

    حق الوکاله وکیل
    حق الوکاله وکیل

    هر پرونده ای هزینه هایی را در بر دارد که وکیل باید آن ها را به موکل اعلام کند، موکل نیز موظف به پرداخت آن هاست ازجمله مواردی که شامل هزینه می باشد می توان به هزینه های دادرسی، کارشناسی، آگاهی، تایپ، کپی، تماس تلفنیهزینه سفر اوراق استفاده شده به استثنای علی الحساب مالیات حق الوکاله و سهم صندوق حمایت وکلا می باشد.

    از سوی دولت به وکلای دادگستری توصیه شده است که قبل از انجام هرکاری اعم از بستن قرارداد وکالت و همچنین تنظیم وکالت نامه حتما به طرفین دعوا پیشنهاد کنند ابتدا به طور منطقی به گفت و گو بپردازند اگر نتیجه ای نداد آن گاه به مراجع قضایی مراجعه کنند.

    در هر مرحله که دادرسی صورت می گیرد موکل باید حق الوکاله را پرداخت کند. چنانچه وکیلی از ادامه دادن به روند پرونده منصرف شد موکل موظف است که تمام حق الزحمه او را پرداخت کند مگر اینکه از پیش توفقات دیگری در این خصوص داشته باشند. دقت داشته باشید که یک وکیل نمی تواند وکالت دو طرف دعوا را به عهده بگیرد و این خلاف قوانین است.

    وکیل دادگستری چه وظایفی را به عهده دارد؟

    به طور کلی وکیل دادگستری وظایفی را به عهده دارد که آن ها را دسته بندی کرده و هریک را برای شما شرح داده ایم. از جمله وظایف وکیل دادگستری می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    • تعهد به انجام مورد وکالت
    • تعهد وکیل به رعایت مصلحت موکل
    • تعهد وکیل به حفظ اسرار موکل
    • تعهد وکیل به تقدیم حساب دوران وکالت و استراد اموال و اسناد موکل
    وکیل دادگستری چه وظایفی را به عهده دارد؟
    وکیل دادگستری چه وظایفی را به عهده دارد؟

    تعهد به انجام مورد وکالت:

    انجام مورد وکالت اولین و مهم ترین فاکتور در بحث تعهدات وکیل نسبت به موکل است که این مورد خیلی از موضوعات حقوقی مرتبط را پوشش می دهد. به طور کلی باید گفته که وکیل موظف است تا با رعایت حدودوکالت مورد وکالت را انجام دهد.

    که این حدود طبق کیفیت انشا وکالت و موارد ذکر شده در آن، وفق ماده ۶۶۰ ق.م باشد که می گوید: وکالت می تواند برای همه ی امور موکل صورت گیرد و یا اینکه برای یک سری از امور خاص باشد.

    چنانچه قراردادی بودن در میان باشد وکیل موظف است تا تمامی اقداماتی را که در قرارداد قید شده است انجام دهد، نقطه ی مقابل این موضوع قراردادی نبودن است بدین معنا که وکیل هیچگونه وظیفه ای در قبال انجام ندادن شرایطی که مورد تعهد قرار گرفته است ندارد.

    تعهد وکیل به رعایت مصلحت موکل:

    طبق ماده قانونی های مربوطه که در قانون مدنی، قانون آیین دادرسی مدنی قانون وکال و آیین نامه های اجرایی آن و…آمده است وکیل موظف است که در راستای اجرای مورد وکالت مصلحت موکل را در نظر بگیرد و از چهارچوب وکالت خارج نشود.

    طبق ماده ۶۶۷ قانون مدنی وکیل موظف است که در اقداماتی که انجام می دهد در درجه ی اول به مصلحت موکل فکر کند علاوه بر آن به آنچه که موکل در اختیار او قرار داده است و بر حسب قرائن و عرف هستند تجاوز نکند یعین حدودات خود را رعایت کند.

    ماده ۴۱ قانون وکالت هم به نحوی در تایید ماده ۶۶۶ ق.م بند ۳ ماده ۸۲ آیین نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری آمده است که می گوید چنانچه خیانت وکیل برای موکل به اثبات رسیده باشد برای مثال وکیل به نفع طرف موکل برآمده است و سبب ضایع شدن حق موکل شده در این صورت تا همیشه از شغل وکالت محروم خواهد شد همچنین موکل مجاز است تا خسارات وارده را از وکیل بستاند.

    تعهد وکیل به رعایت مصلحت موکل:
    تعهد وکیل به رعایت مصلحت موکل:

    تعهد وکیل به حفظ اسرار موکل:

    طبق ماده ۳۰قانون وکالت که مقرر کرده است وکیل ملزم است تا اسراری را که موکل در اختیار او قرار داده است حال آنکه این اسرار حیثیتی، شرافتی و یا مربوط به اعتبارات باشد نزد خود محفوظ نگه دارد.

    بر اساس ماده ۸۱ آیین نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری که در خصوص بیان ضمانت اجرایی رعایت نکردن تعهد مذکور، چنانچه وکیلی از راه وکالت سعی در فهمیدن اسرار موکل خود کرده باشد و آن ها را فاش کند قانون آن را مشمول مجازات انتظامی می داند، فرقی نمی کند که این اسرار در چه دسته ای قرار داشته اند و یا اصلا به وکالت مذکور مربوط باشد به هر حال مجازات برای وکیل وجود دارد.

    تعهد وکیل به حفظ اسرار موکل:
    تعهد وکیل به حفظ اسرار موکل:

    لازم به ذکر است که اقامه دعوی از جانب موکل نسبت به وکیلی که اسرار او را فاش کرده است صرفا نیازی به مستندات قانونی ندارد بلکه می توان از راه های دیگری مثل تعقیب مدنی و کیفری نیز اقدام کرد. همانگونه که در ماده ۸۹ آیین نامه آمده است تعقیب نظامی مانعی برای تعقیب مدنی یا کیفری نمی باشد. در نتیجه این وظیفه ی یک وکیل است هم از نظر اخلاقی درست رفتار کند و هم در حفظ اسرار کوشا باشد زیرا در غیر اینصورت مجازات مربوطه را خواهد دید.

    تعهد وکیل به تقدیم حساب دوران وکالت و استراد اموال و اسناد موکل:

    طبق این اصل که وکیل باید به نیابت از موکل خود کارها را پیش ببرد تمامی اقدامات مالی و معاملاتی را که در زمان وکالت خود نسبت به موکل انجام می دهد، به موکل مربوط است و استناد به نص ماده ۶۶۶ ق.م بعد از اتمام کار ملزم به تصفیه حساب است و هر آنچه را به عنوان جنشینی از موکل گرفته است به او استراد کند.

    البته موکل این اختیار را دارد که هیچ گونه صورت حسابی از وکیل دریافت نکند. تصفیه حساب و حساب رسی قاعدتا باید پس از انجام کارها صورت بگیرد البته گاهی هم اتفاق می افتد که کار منحل می شود در این صورت بازهم به تصفیه حساب نیاز خواهد بود.

    تعهد وکیل به تقدیم حساب دوران وکالت و استراد اموال و اسناد موکل:
    تعهد وکیل به تقدیم حساب دوران وکالت و استراد اموال و اسناد موکل:

    عمده تفاوت میان وکیل پایه یک و دو دادگستری در چیست؟

    شخصی که وکالت پایه یک را دارد برای وکالت در تمامی محاکم چه حقوقی و چه کیفری در دادگاه می تواند حضور داشته باشد این وکالت برای او در تمام کشور به طور یکسان اجرا می شود. اما وکیل پایه دو دادگستری بسیار محدود تر از وکیل پایه یک است

    بدین معنا که او تنها در پرونده های کیفری که جرم آن ها کمتر از ۱۰ سال زندان، شلاق و همچنین مجازات نقدی است می تواند اظهار نظر کند علاوه بر آن در مواردی که پرونده های مالی زیر ۵۰ میلیون تومان یا در پرونده های غیر مالی به غیر از اصل نکاح، طلاق، اثبات نسب و نفی نسب باشد نیز حق وکالت دارد. نکته حائز اهمیت این است که تمامی وکلا ی سراسر ایران می توانند در از حقوق موکل خود دفاع کنند، اما تنها در شهری که از آنجا پروانه گرفته اند.

    عمده تفاوت میان وکیل پایه یک و دو دادگستری در چیست؟
    عمده تفاوت میان وکیل پایه یک و دو دادگستری در چیست؟

    وکالت می تواند شامل چه مواردی باشد ؟

    به طور کلی وکالت را می توان به ۴ سته تقسیم کرد که شامل موارد زیر است در ادامه هریک از آن ها را شرح داده ایم.

    • انتخابی
    • وکیل معاضدتی
    • وکیل تسخیری
    • وکیل اتفاقی
    وکالت می تواند شامل چه مواردی باشد ؟
    وکالت می تواند شامل چه مواردی باشد ؟

    وکیل انتخابی:

    این نوع از وکالت جز معمولی ترین نوع در بین انواع موجود آن است. وکیل انتخابی نوعی از وکالت است که افراد حقیقی و یا حقوقی با انتخاب و صلاح دید خود به انتخاب یکی از وکلای دادگستری می پردازند. که پس از انتخاب توافقاتی بین وکیل و موکل صورت می گیرد این توفقات می تواند شامل میزان حق الوکاله، حدود اختیارات وکیل، وجود یا عدم وجود حق توکیل به غیر و مسائلی این چنینی، اقدام به امضا وکالت نامه و قرارداد مالی حق الوکاله و همچنین اعطای اختیارات قانونی ملزومه به وکیل مربوطه باشد.

    وکیل انتخابی:
    وکیل انتخابی:

    وکیل معاضدتی:

    وکیل معاضدتی نیز نوعی دیگر از وکالت است و مختص به افرادی می باشد که توانایی مالی برای گرفتن وکیل را ندارند. در نتیجه از دادگاه درخواست وکیل معاضدتی می کنند، دادگاه نیز پس از تحقیقات مربوطه در خصوص عدم تمکن مالی شخص یکی از وکلای پایه یک دادگستری را به شخص معرفی می کند. تحقیقاتی که برای اطمینان یافتن از عدم تمکن مالی به عمل می آید تنها به این دلیل است که وکیل حق ندارد هیچگونه هزینه ای از جمله حق مشاوره، حق الوکاله و موارد این چنینی را از موکل خود دریافت کند.

    وکیل معاضدتی:
    وکیل معاضدتی:

    وکیل تسخیری:

    مبحث وکیل تسخیری تنها در دعاوی کیفری که جرائم و مجازاتی خاص را به دنبال دارد مطرح است. از آن جایی که برخی از جرائم مجازات های سنگینی را به دنبال دارند مثل اعدام، حبس ابد، حبس طولانی مدت که بیش از ده سال ادامه دارد، نگهداری اطفال و نوجوانان در کانون اصلاح تربیت بیش از ۶ ماه، جرایمی که مجازات ناشی از آن به قطع عضو محکوم علیه ختم می شود

    جریمه هایی که مجازات ناشی از آن مصادره کل دارایی محکوم علیه باشد، جرایمی که مجازات آن پرداخت جریمه بیش از ۳۶ میلیون تومان باشد و… قانونگذار به بررسی شواهد و جمع آوری ادله به نفع متهم از جانب وکیل دادگستری می پردازد،

    وکیل تسخیری:
    وکیل تسخیری:

    متهمانی که مرتکب چنین جرایمی شده اند در دادگاه و دادسرا از آن ها دفاع شایسته ای به عمل می آید به این صورت که اگر خود متهم نسبت به گرفتن وکیل هیچ اقدامی نکند حتی اگر بضاعت مالی هم داشته باشد خود دادگاه به معرفی وکیل تسخیری برای متهم می پردازد.

    وکیل اتفاقی:

    اگر بخواهیم در خصوص وکیل انتخابی برای شما عزیزان مطالبی شرح دهیم باید بگوییم که بر اساس یک اصل پذیرفته شده یک قاعده مهم و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران اشخاصی که وکیل دادگستری نیستند

    یعنی پروانه وکالت ندارند و یا حتی کارآموز وکالت نیز نباشند به هیچ عنوان حق حضور در محاکم دادگستری به عنوان یک وکیل حضور یابند به غیر از اینکه چنین حقی نخواهند داشت بلکه طبق قانون به جرم اینکه اظهار به وکالت کرده اند دادگاه می تواند آن ها را مورد تعقیب کیفری قرار دهد چنانچه جرم آن ها به ثبات رسید مجازات لازم در انتظار آن هاست.

     

    ماده ۵۵ قانون وکلا

    در همین راستا طبق ماده ۵۵ قانون وکلا که در سال ۱۳۱۵ تصویب شد، وکلا معلق یا اشخاصی که ممنوع الوکاله هستند به بیان دیگر هر فردی که پروانه وکالت نداشته باشد اما در این کار اقداماتی را انجام دهد از هر گونه وکالتی ممنوع است.

    این مورد می تواند شامل مشاوره حقوقی و موارد این چنین باشد یا حتی به واسطه شرکت یا سایر عقود و یا عضویت در بعضی موسسات خود را فردی اصیل در دعوی معرفی کند هنگام مشاهده چنین مواردی قانونگذار می تواند از ۶ ماه تا یکسال به شخص حبس تادیبی دهد.

    اما با تمام این توصیفات یک قاعده کلی و قانونی برای منع وکالت افرادی که در نقش وکیل دادگستری ظاهر می شوند، نوعی وکالت وجود دارد که در اصل شرط آن وکیل نبودن شخص مورد نظر است به این گونه از وکالت، وکالت اتفاقی گفته می شود.

    ماده ۲ قانون وکالت

    طبق ماده ۲ قانون وکالت که در سال ۱۳۱۵ به تصویب رسید کسانی که قصد دارند کار وکالت را انجام دهند و اتفاقا از دانش کافی آن نیز برخوردار هستند اما شغل آن ها وکالت نبوده ست، چنانچه مایل باشند برای اقربای سببی یا نسبی خود تا درجه دوم از طبقه سوم به کار وکالت بپردازند، این امکان برای آن ها وجود دارد که در سال سه بار جواز وکالت اتفاقی به آن ها داده شود. در نتیجه طبق ماده قانونی که گفته شده شد فردی که قصد دارد به طور اتفاق به امر وکالت بپردازد ملزمه آن داشتن سه شرط است:

    • اول اینکه از معلومات و دانش کافی مربوط به این شغل برخوردار باشد از همین رو داشتن مدرک لیسانس حقوق و یا مدارج بالتر از آن می تواند این صلاحیت را به او بدهد.
    • شرط دوم این است که وکیل دادگستری نباشد.
    • سومین و آخرین شرط این است که فرد متقاضی حداقل تا سه بار در سال آن هم فقط برای اقوام خود طبق ترتیبی که در ماده قانونی مذکور آمده است مجاز است تا به صورت اتفاقی به امر وکالت بپردازد.

    نیاز به مجوز از مراجع قضایی

    در صورتی که فرد متقاضی وکیل اتفاقی از تمامی شرایط هایی که پیش تر گفته شد برخوردار باشد، در این صورت برای وکالت اتفاقی نیاز به مجوز از مراجع قضایی دارد. بدین منظور باید تمامی اسناد و مدارکی که از خود دارد ضمیمه درخواست کتبی خود کند و سپس به کانون وکلای دادگستری که در حوزه دادگاهی صالح به رسیدگی اصل دعوا است ارائه نماید حالا مجاز به درخواست وکیل اتفاقی می باشد در صورتی که شرایط ذکر شده مورد تایید کانون وکلا بود به صدور مجوز وکالت اتفاقی برای فرد متقاضی اقدام می کنند.

    نیاز به مجوز از مراجع قضایی
    نیاز به مجوز از مراجع قضایی

    یک وکیل خوب باید از چه خصوصیاتی برخوردار باشد؟

    از خصوصیاتی که یک وکیل خوب را ملزم به داشتن آن می کند شامل: پرونده را مطالعه کرده، موکل خود را توجیه کند این کار ها را باید پیش از جلسه رسیدگی انجام دهد. به بیانی دیگر موکل خود را در جریان تمام اتفاقات و اتهامات قرار دهد. علاوه بر این توضیحات یک وکیل خوب ابید از این ویژگی برخوردار باشد که شامل موارد زیر است:

    یک وکیل خوب باید از چه خصوصیاتی برخوردار باشد؟
    یک وکیل خوب باید از چه خصوصیاتی برخوردار باشد؟

     

    • امانتداری یکی از ویژگی های شخصیتی وکیل است یعنی یک وکیل باید محرم اسرار موکل خود باشد.
    • از صحبت کردن درباره ی مطالب غیر ممکن و غلوآمیز خودداری کند.
    • از دیگر وظایف مهم وکیل در قبال موکل ساده بیان کردن مسائل حقوقی است.
    • وکیلی که منزلت قاضی را بداند و با او با نهایت احترام رفتار کند قطعا در دسته ی وکلای خوب می توان قرار دارد.
    • مهم تر از همه دانش اوست که باید اطلاعاتش کامل و کافی باشد.

    از اینکه مقاله ما را انتخاب کرید نهایت تشکر را داریم. هدف از گردآوری مطالب فوق آشنایی بیشتر شما خوانندگان به موضوع مربوطه بود امیدواریم رضایت مند بوده باشد.

    مشاوره با وکیل متخصص

    • 09121304085
    • Afshinzima32501@gmail.com
    • فرشته،خیابان خیام،نبش قرنی،، خیابان سپهبد قرنی
    • روش های همکاری با ما
    • قوانین و مقررات
    • پرونده های جنجالی

    گروه وکلای راهیان عدالت آماده ارایه انواع خدمات مشاوره و قبول وکالت در تمامی حوزه ها می باشد. 

    ما با سابقه درخشان در این حوزه فعالیت میکنیم و معتقدیم حق گرفتنیست!

    تماس کاملا رایگان